جستجو
تماس
سیاوش چراغیپور
سیاوش چراغیپور بازیگر سینما و تلویزیون است. او به خاطر ایفای نقشهای متنوع و جذاب شناخته میشود. چراغیپور در تلاش است تا کارنامه هنری خود را گسترش دهد.
دونالد ترامپ جوان به ایران آمده تا کازینویی در شمال راهاندازی کند. دو ستاره هالیوودی، جک نیکلسون و وارن بیتی، او را در این سفر همراهی میکنند. خسرو بیخبر از اتفاقات غیرمنتظرهای که در راه است به کمک دوستش پرویز که مترجم این مهمانان خارجی است، سعی دارد تا در کازینوی ترامپ با او شریک شود. شراکتی که زندگیاش را زیر و رو میکند
هر قصهای رو دقت کنید میبینید قهرمانش از یه جایی رو پای خودش وایساده. الیور توییست یه جور، سهراب و فریدون اون جور، حضرت یوسف چهار سالش بود رفت عزیز مصر شد. حضرت موسی رو بگو؛ همین دنیا که اومد دادنش به آب. ماشالا نره غول شدین، پاتون اینجاس سرتون اونجا. وقتشه خودی نشون بدین
داستان دختری اهل روسیه است که به دنبال گم شدن پدرش در ایران، راه سفر به ایران را در پیش می گیرد اما در این میان آشنایی او با پسری در جنوب شهر تهران او را درگیر ماجرایی جدید میکند
نوروز در راه است، اما اهریمن در کمین است تا نوروز و بهار را از بین ببرد. عمو نوروز در مسیر کلبه ننه سرما و جستجوی حاجی فیروز دچار سانحه می شود و طوفانی بزرگ آغاز می گردد
داستان مردی به نام پرویز است که در دهه 50 میلادی در شرایط بسیار بد مالی، برنده بلیط بخت آزمایی میشود.
آدمها باید جوری زندگی کنند که هر لحظه آماده ملاقات با اجل باشند؛ هر لحظه، هر کجا حتی داخل ماشین، پشت چراغ قرمز
ما مفت به دست نیاوردیم که مفت از دست بدیم..
در دهه هفتاد شمسی، یک معلم ادبیات و ورزش که مربی کلاس کاراته هم هست، به مادر مطلقه یکی از شاگردان خود علاقهمند میشود. در این میان، اتفاقات عجیب و غیرمنتظره دیگری رقم میخورد، مثل کشیده شدن پای جمشید هاشمپور، ستاره فیلمهای اکشن ایرانی دهه هفتاد به قصه
داستان زندگی علیرضا بیرانوند، از کودکی تا اولین قرارداد رسمیاش در فوتبال، از فراز و فرودها و سختیهای بسیار تا رودرروییاش با پنالتی رونالدو. از کودکی محروم تا عشق و تلاش برای رسیدن به قلههای دست نیافتنی. یک داستان از عشق و فوتبال و تلاش و موفقیت
طلا و دختر معلولش عاطی، سالیان سال است که با یکدیگر زندگی میکنند. پس از آنکه طلا متوجه تشدید بیماری خود و احتمال مرگش در آینده نزدیک میشود، تصمیم میگیرد برای تامین امنیت آینده عاطی، اقدام کند
پدر پروانه در زندان است و از طریق گوشی فرهاد، یکی از هم بندهایش، با دخترش در ارتباط است. پس از مدتی، فرهاد و پروانه به هم علاقهمند میشوند و این آغاز ملاقاتهای آنها و شروع ماجراها است
این فیلم داستان کمدی و پر هیجان دو نفر بنام های امراله خان و فتح اله خان است که بر سر انتخابات شواری روستا با هم به رقابت می پردازند